درست مثل تو


اولین بار که دزد به هست و نیستم زد، تصمیم گرفتم داشته هایم را به دو بخش تقسیم کنم.
آنها که با بهاتر بودند شکل و فرم نداشتند؛ مثل خاطره‌ها، دوستی‌ها، خانواده‌ و اندیشه هایم. دسته دوم اما پر از دردسر بودند و سریعتر به چشم می آمدند. مثل دارایی‌های مادی‌.
من چیزهای با ارزش زندگی‌ام را درون قلبم، از چشم همه پنهان کردم؛ درست مثل تو…
و باقی را گذاشتم برای دزد‌ها.

سعید فرض پور

SfadminAuthor posts

یک نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.